السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

543

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

و حديث : خداوند چيزى در سينه‌ام نريخت جز اين كه آن را در سينه‌ى ابوبكر ريختم . و حديث : هر گاه مشتاق بهشت مىشد محاسن سفيد ابوبكر را مىبوسيد . و حديث : من و ابوبكر چون دو اسب مسابقه هستيم . و حديث : وقتى خداوند روح‌ها را برگزيد ، روح ابوبكر را انتخاب كرد . و حديث عمر : رسول‌خدا عليه السلام و ابوبكر با يك‌ديگر صحبت مىكردند و من مانند يك زنگى ميان آن دو بودم . و حديث : اگر به اندازه‌ى عمر نوح در امّتش در فضايل عمر برايتان سخن مىگفتم به پايان نمىرسيد و عمر حسنه‌اى از حسنه‌هاى ابوبكر است . و حديث : ابوبكر با روزه و نماز فراوان از شما پيشى نگرفت ؛ بلكه با چيزى كه در سينه‌اش باقى ماند و اين از سخنان ابوبكربن‌عيّاش است . » و از اين‌جا دانسته مىشود كه احتجاج دهلوى به اين دروغ زشت آشكار - با تمام ادّعاى فضل و دانشى كه براى خود دارد جز از روى سرسختى و عنادورزى با حق و اهلش نيست . 9 - نظر عبدالحقّ دهلوى شيخ عبدالحقّ دهلوى نظر فيروزآبادى را در « شرح سفر السّعادة » چنين تأييد كرده است : « نويسنده گويد : همه‌ى امثال اين حديث‌ها كه لازمه‌اش برترى از تمام آفريدگان از پيامبران و غيره يا به مفهوم مساوات در رتبه با سيّد المرسلين يا خارج بودنش از دايره‌ى حكم عقل و عادت مىباشد ساختگى است . » 10 - نظر إله‌آبادى محمّد فاخر إله‌آبادى به ساختگى بودن اين مطلب ساختگى زشت و ناپسند اعتراف كرده و بدان‌گونه كه افزون بر آن چيزى نيست آن را اثبات كرده است . بيان آن چنين است : نيشابورى در تفسير آيه‌ى غار گفته است : « اهل سنّت به اين آيه بر افضليّت ابوبكر استدلال كرده‌اند و نهايت يارى و مصاحبتش و موافقت باطن و ظاهرش و در